اسلایدر

صفحات سایت
123456789101112131415

کنارم هستی و اما.......

 




با سلام خدمت همه خانم ها و آقایون
   
دوستان عزیزم به دلیل مشکلات سایت بلاگفا امکان نظر دهی تو نوشته های
قدیمی نیست لطف کنید و نظرات و تو پست های جدید بزارید
دوستان گلم ممنون از بازدیدها و نظرات پر مهرتون

دل خوشم به حضورتون دلخوشی هامو نگیرید

اگه کسی افتخار داد و لینکم کرد

بگه تا با کمال میل لینکش کنم....

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها 

یه مطلب مهم......

از همه خواهش میکنم تمنا میکنم


آرشیو ماه های قبل وبلاگم رو بازدید کنن حتی اگه نظر نمیدین

لطف کنید مطالب آرشیو منو بخونین

شادی ... سلامتی... و خوشبختی همه آرزومه

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ | 16:45 | نویسنده : آرماااااااان |
 

متاسفم که ،

آنچه هستم را

مدیون انسانهای خوب زندگیم نیستم

بلکه بدهکار انسان نماهائی هستم که

«چگونه نبودن» را به من آموختنـــــد


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ | 0:33 | نویسنده : آرماااااااان |




خوش به حالت لیلا 

خوش به حالت که عاشقی مثل بابا پنجعلی داری

لیلایِ مجنونم به لیلای بابا پنجعلی حسودیش میشه

همه بهش میخندیم

بخندیم.... خنده خوبه

اما یاد بگیریم بعد لیلا هم

 عشق همون لیلاست

********
ما با  زِنده ها نمیمونیم

به عشقای زنده خیانت میکنیم

اما بعضیا با یاد عشقشون

عاشقی میکنن

سلامتی بابا پنجعلی


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ | 0:32 | نویسنده : آرماااااااان |

ﺩﺧﺘﺮک ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ ﻧﺠﻨﮓ

ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ 

ﮐﺴﯽﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ

ﺩﺧﺘﺮک ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ 

ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﯽ 

ﺩﺧﺘﺮک ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﯽ 

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ 

ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ

ﺷﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﺎﺷﺪ 

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺟﺎﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ

ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺮﺧﯿﺰ

ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ

ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﻭﻟﯽ ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﯽ

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ

ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ 

ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﻫﻮﺍ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ

ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ

ﺩﺧﺘﺮک ﺷﺎﯾﺪ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ 

ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺗﻮ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺴﺘﯽ

ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ؟ 

ﺭﻧﺞ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ ؟

ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﺭﻓﺖ ؟

ﺍﺫﯾﺘﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ؟

ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﻮﺩ

ﮔﺎﻫﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﺩﺭﺩ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ 

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ ﺧﺮﺝ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﮑﻦ

ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﻧﺜﺎﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ 

ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺑﺎﺵ

ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ

ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ 

ﻇﺮﺍﻓﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ 

ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ

ﺗﻮ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺕ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻨﺪ 

ﺁﺭﯼ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻨﺪ

ﺩﺧﺘﺮک ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺴﺘﯽ

ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ .....


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ | 0:30 | نویسنده : آرماااااااان |

 

بیا با هم توافق کنیم توافق 1+1

بیا من متعهد شوم غنی سازی کنم عشق و محبت به تورا در وجودم

و تو متعهد شو تحریم کنی همه را از عشق جز من

من متعهد میشوم که تا سالیان سال حبست کنم در قلبم

و تو متعهد شو که نفس باشی برای من

تعهد من و تو به صد صفحه نمیرسد

یک جمله تعهد میکنیم عاشق هم باشیم و عاشق هم بمانیم

متعهد میشویم که گزینه های روی میزمان را دور بریزیم

همه را .... لجبازی ...غرور ...خیانت ... و دروغ

بیا تحریم نکنیم همدیگر را از عشق

و سر عهدمان بمانیم

تحریم ها را که برداریم

قیمت لبخند ... نوازش... محبت ... و وفا

ارزان میشود و از آن به بعد در این شور و شوق ارزانی

از نگاه هم مدام عشق میخریم 

دنیای من ویران میشود بی تو

بیا به خاطر یک دنیا توافق کنیم

چشم دنیا به این توافق است


توافق 1+1

 


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ | 16:32 | نویسنده : آرماااااااان |


ولنتاین یا روز عشق

روز نقابِ احساس روی صورت های بی احساس 

روز بازی کردن تئاتری با موضوع خیال خام

روزابراز عشق با یه  خرس عروسکی

روز عشق ورزیدن ها و کادو هایی که مثل سلام گرگ بی طمع نیستند

روز به مسخره گرفتن تمام احساس 

روز بستن میثاق عشق به "مدت انقضای هوس"

ولنتاین همیشه شیرین نیست ......

آدما .... صورت روز های خدا رو ترسناک نکنید  ...

پسر و دختری که به خاطر خوشحال کردن عشقشون (هوس)

پول  از جیب پدری کف میرن

که سرفه های شبونش حاصل عشقه به خونوادشه

آدما ...... اگه سال دیگه ولنتاین عاشقِ عشقتون نبودید چی ...!!!!

تاوان داره خراب کردن روزهای قشنگ .....

خاطره ای نسازید ....

که زمان تبدیلش کنه به کابووس





و این میشه عاقبتش

با تمام هدیه های ولنتاین و

خاطره ای از جنس کابوس



برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 20:28 | نویسنده : آرماااااااان |

همه میگن ....به زن ها نباید بال و پر داد....

میپرند...!!!!

اما زن ها فقط پرواز های عاشقانه رو دوست دارند ...!!!

بی دلیل نمیپرند....!!!

همه میگن ... به زن ها نگید دوستت دارم .....

خودشون رو میگیرند...!!!

اما زنها فقط دستای عشقشون رو میگیرند و میگن که

دوسشون دارند ....!!!

به خاطر گفته های خام این (( همه )) است که 

زن.... را موجودی محصور و برده میخواهیم ....

و آی ...ای مرد ها ...!!!

این آخر نامردیه....!!!



برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ | 22:12 | نویسنده : آرماااااااان |


نمیدونم مشکل از کجاست ....؟؟؟؟!!!

صبر یا کاسه...!!!

این روزا چه زود لبریز میشن

کوچیک که بودیم زود به زود بغض میکردیم

بعدم میزدیم زیر گریه

هیچی که نصیبمون نمیشد

لااقل یه آغوش ..یه بوسه .. یه دست نوازش .. بی منت

بزرگ که شدیم مدام گفتن مرد که گریه نمیکنه

هیس... دخترها فریاد نمیزنن....!!!

هی تلمبار شد بغض های لعنتی ...

نه آغوشی ... بزرگ شدی زشته ..!!!

نه بوسه ای ... بزرگ شدی زشته ..!!!

نه نوازشی ... بزرگ شدی زشته ..!!!

حالا حق دارن کاسه ها ی صبر 

از بس بغض و عقده ریختیم از بس خالی نشدن...

حالا رسوب کرده ...!!!

نسل ما نسل دلای رسوب کردست ...




برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 9:16 | نویسنده : آرماااااااان |


تنهایی عار نیست !!!

اتمام حجت است...

 به تمام قلب های بی در و پیکری که

جز به وقت تنهایی به رویت گشوده نمیشود...!!!

برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ | 8:16 | نویسنده : آرماااااااان |

من، تو، او

*من به مدرسه ميرفتم تا درس بخونم*
*تو به مدرسه ميرفتي به تو گفته بودند بايد دکتر بشي*
*او هم به مدرسه ميرفت اما نمي دونست چرا*

*من پول تو جيبيم رو هفتگي از پدرم ميگرفتم*
*تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول تو خونه ي شما دم دست بود*
*او هر روز بعد از مدرسه کنار خيابون آدامس ميفروخت*

*معلم گفته بود انشا بنويسيد*
*موضوع اين بود علم بهتر است يا ثروت*

*من نوشته بودم علم بهتر است*
*مادرم مي گفت با علم مي شه به ثروت رسيد*
*تو نوشته بودي علم بهتر است*
*شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي نيازي*
*او اما انشا ننوشته بود برگه ي او سفيد بود*
*خودکارش روز قبل تمام شده بود*

*معلم آن روز او را تنبيه کرد*
*بقيه بچه ها به او خنديدند*
*آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه کرد*
*هيچ کس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد*
*خوب معلم نمي دونست او پول خريد يک خودکار را نداشته*
*شايد معلم هم نمي دونست ثروت وعلم گاهي به هم گره مي خورند*
*گاهي نميشه بي ثروت از علم چيزي نوشت*

*من در خانه اي بزرگ مي شدم که بهار  توي حياطش

بوي پيچ امين الدوله مي آمد*

*تو در خانه اي بزرگ مي شدي که شب ها

تو آن بوي دسته گل هايي مي پيچيد که پدرت

براي مادرت مي خريد*

او در خانه ای بزرگ میشد که

بوي سيگار و ترياکي را مي داد

که پدرش مي کشيد*

*سال هاي آخر دبيرستان بود*
*بايد آماده مي شديم براي ساختن آينده*

*من بايد بيشتر درس مي خواندم دنبال کلاس هاي تقويتي بودم*
*تو تحصيل در دانشگا هاي خارج از کشور

برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد*

*او اما نه انگيزه داشت نه پول

درس را رها کرد دنبال کار مي گشت*


*روزنا مه چاپ شده بود*
*هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت*

*من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را

در صفحه ي قبولي هاي کنکور جستجو کنم*

*تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي

اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي*

*او اما نامش در روزنامه بود

روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود*


*من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم

به اين فکر کنم که کسي... کسي را کشته است*
*تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن

عکس هاي روزنامه آن را به کناري انداختي*
*او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه
براي اولين بار بود در زندگي اش

که اين همه به او توجه شده بود** !!!!**


*چند سال گذشت*
*وقت گرفتن نتايج بود*

*من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي ام بودم*
*تو مي خواستي با مدرک پزشکي ات

برگردي همان آرزوي ديرينه ي پدرت*

*او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود*

*وقت قضاوت بود*
*جامعه ي ما هميشه قضاوت مي کند*

*من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي کنند*
*تو به خود مي باليدي که جامعه ات به تو افتخار مي کند*
*او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي کنند*

*زندگي ادامه دارد*
*هيچ وقت پايان نمي گيرد*

*من موفقم من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است**!!!*
*تو خيلي موفقي تو ميگويي نتيجه ي پشت کار خودت است**!!!*
*او اما زير مشتي خاک است مردم گفتند مقصر خودش است** !!!!*

*من , تو , او*
*هيچگاه در کنار هم نبوديم*
*هيچگاه يکديگر را نشناختيم*

*اما من و تو اگر به جاي او بوديم*
*آخر داستان چگونه بود ؟؟؟*


*هر روز از كنار مردمانی می گذريم كه يا من اند يا تو و يا او*
*و به راستی نه موفقيت های من به تمامی از آن من است

و نه تقصيرهای او همگي ازآن او



برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ | 7:50 | نویسنده : آرماااااااان |



این عکس و که دیدم دلم جون گرفت

با خودم گفتم برای ادامه زندگی

چقدر میشه تلاش کرد و امیدوار بود

اصلاً ته همه شکست ها و سختی ها هم  که باشی

بازم یه روزنه امیدی هست

کویر که باشی میفهمی بارون یعنی چی

زمستون رو اگه لمس کردی بهار بهت مزه میده


قبول کردم که ما آدما اندازه حرفا و آرزو هامون

نه بزرگی میکنیم نه خطر و نه تلاش

به عکس دقت کنین حس کردم

لاله ممکنه واسه رسیدن به آب از ریشش جدا بشه

ولی دست از تلاش برنداره

یه جای کارش میلنگه

دلش پی هدفه اما پای رفتنش اسیر

واسه رسیدن نباید دل بست باید دل کند

هدفش آبه و زندگی... اما دلبسته و اسیر گلدون

لازمه بدست آوردن از دست دادنه

همه به امید زنده هستند
 
و حتما به کویر دلها بارون میباره

جالب کار ما آدما اینه که تمام تلاشمون رو میکنیم

و درست موقع گرفتن نتیجه

از فشار ی که متحمل شدیم  فرار میکنیم

و وقتی نتیجه تلاشمون رو تو دستای دیگران دیدیم

حسرت میخوریم


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ | 7:46 | نویسنده : آرماااااااان |

پسرک هر کاری کرد نتونست

نشد جلوی خودش رو بگیره ..

افکارش به هم ریخته بود ..

فکر رفتن بود ...!!!!

دخترک دیگه واسش مزه نداشت

نه اینکه دخترک بد باشه نه

پسرک هوس طعم تازه کرده بود

اما دخترک چه تقصیری داشت...

پسرک  ارضا نشد....!!!

بیرون کشید از رابطه ها ..

ولی چه فایده ...بیچاره دخترک

دخترک باردار شده بود از خاطره ها

نطفه خاطرات تلخ و شیرین پسرک

دخترک قصه رو باردار کرده بود 

پسرک رفت ....

تا دخترک دیگه ای رو باردار خاطرات تلخ کنه 

دخترک نه راه پس داشت نه راه پیش

همیشه باردار موند تا رسوا نشه 



برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ | 21:48 | نویسنده : آرماااااااان |
  • معلم آی تی
  • بند باز